تقويم زمين‌شناسي

از مدتها قبل دانشمندان  زمين‌شناسي  با توجه به ترتیبی که در ته‌نشینی لایه‌های مختلف پوسته زمین وجود دارد، سعی در تدوین جدولی نمودند تا بتوانند هر لایه را در جای خود ترسیم نمایند. در اوائل قرن هجدهم زمین‌شناسان با ادغام نظریه‌های استنو ، هاتن، اسمیت و کوویر دریافتند تریتب پیچیده‌ای در سنگ‌های پوسته زمین وجود دارد که می‌تواند نماینده ستون چینه شناسی باشد. مطالعه بر روی ستون چینه شناسی تا قرن نوزدهم به طول انجامید تا در نتیجه جدولی تدوین شد که امروزه از آن استفاده می‌شود. در تقسیمات چینه شناسی از واحدهای مختلفی استفاده می‌گردد که عبارتند از:

واحدهای سنگ‌شناسی: واحدهای سنگ‌شناسی  یکی از تقسیمات چینه شناسی است که ارزش محلی داشته و در نقاطی که تغییرات سنگ‌شناسي در آن مشهور باشد، می‌توان استفاده نمود. واحدهای سنگ‌شناسی  مبتنی بر خواص عمومی سیتولوژیکی از قبیل خواص فیزیکی ، موقعیت چینه شناسی ، صفات اختصاصی و سایر خصوصیات سنگ‌شناسی است. این تقسیم‌بندی با توجه به خواص سنگ‌ها و بدون در نظر داشتن زمان تنظیم شده است.

مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی را سازند (Formation) می‌گویند. بطور کلی سازند به مجموع لایه‌هایی گفته می‌شود که دارای ترکیب سنگ‌شناسی  مشخص بوده و در سطح نسبتا وسیعی گسترش و امتداد داشته، حد فاصل آن با لایه‌های زیرین و فوقانی کاملا مشخص باشد، همچنین زمان رسوبگذاری در طول امتداد آن یکسان و قابل نقشه برداری بوده باشد. بطور کلی ، هر سازند سن معینی دارد که ممکن است با تقسیمات زمانی منطبق نباشد.

گروه (Group) به مجموعه دو یا چند سازند گفته می‌شود. گروه معمولا به وسیله دگرشیبی‌های مشخص، محدود می‌گردد. بخش ، از تقسیمات کوچکتر سازند است، یک سازند ممکن است از نظر سیتولوژیکی به واحدهای کوچکتری به نام بخش (member) تقسیم گردد. لایه (bed) کوچکترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی است که معمولا به وسیله فسيل‌هاي شاخص یا سنگ‌شناسی خاص شناخته می‌شود. فوق گروه (Super Group) به مجموع دو یا چند گروه گفته می‌شود. کاربرد سوپر گروه چندان معمول نیست.

 

واحدهای زمانی زمين‌شناسی: در چینه‌شناسی با زمان و سنگ سر و کار داریم، اگرچه این دو با هم تفاوت  بسیار دارند، ولی با یکدیگر در ارتباط نزدیک می‌باشند. در اواخر قرن 19 زمین‌شناسان متوجه اهمیت و لزوم جدا کردن تقسیمات زمان زمين‌شناسی  و سنگ‌های رسوب نموده در طول زمان، شدند. بر این اساس واحدهای  چینه‌شناسی را به واحدهای زمانی و واحدهای زمانی سنگ‌شناسی تقسیم نمودند.


واحدهای زمانی از بزرگ به کوچک عبارتند از: ائون (
Eon)، دوران (Era)، دوره (Period)، دور (Epoch)، عصر (Age)
تقسیم‌بندی دوران‌ها بر اساس دلایل و شواهد دیرینه‌شناسی ، چینه‌شناسی ، تکامل و نابودی موجودات زنده ، کوه‌زائی‌ها و همچنین پیشروی و پسروی دریاها استوار است. به مجموع دوران‌هایی که دارای فسیل‌های مشخص هستند، به نام ائون فانروزوئیک (
Phanerozoic) و دوران‌هایی که فسیل‌های آن به خوبی شناخته نشده‌اند، به نام ائون کریپتوزوئی (Cryptozoic) یا حیات محلی گفته می‌شود. ائون فانروزوئیک به دوران‌های پالئوزوئیک یا دوران دیرینه‌زیستی، مزوزوئیک یا دوران میانه‌ زیستی و سنوزوئیک یا دوران نو زیستی تقسیم شده.


هر دوران به چند دوره تقسیم شده است. نام دوره از نام محل، نام قبیله، جنس رسوبات و یا نام فسیل‌های خاص گرفته شده است. بعضی از دوره‌ها را به دو یا سه زیر دوره یا اپوک (
Epoch) تقسیم نموده‌اند. تقسیمات زیر دوره اشکوب(Age) نامیده می‌شود. نام اشکوب از اسم محلی که برای اولین بار مطالعه شده و پسوند ین (Ian) بکار برده می‌شود.

 

واحدهای زمانی‌سنگ‌شناسی:   یکی دیگر از تقسیمات چینه‌شناسی واحد زمانی سنگ‌شناسی است. به مجموع سنگ‌هایی که در یک زمان خاص ته‌نشین شده‌اند، واحد زمانی سنگ‌شناسی گفته می‌شود. برای مثال به مجموع توالی لایه‌های ته‌نشین شده در یک دوران اراتم (Erathem) می‌گویند. برای هر واحد زمانی واحد معادل زمانی سنگ‌شناسی منظور شده است. به همین ترتیب وقتی صحبت از سیستم دونین به میان می‌آید، منظور رسوباتی است که در طی دوره دونین (410 تا 355 میلیون سال قبل) ته‌نشین شده‌اند.

  واحدهای چینه‌فسیل Biostratigraphic Units : در این تقسیم‌بندی سنگ‌ها را بر اساس فسیل‌های موجود در آن دسته‌بندی می‌کنند. تنها عامل برقراری یک بایوزون (Biozone) بر اساس یک یا مجموعه‌ای از فسیل‌های آن سنگ می‌باشد که آن را از سنگ‌های مجاور جدا می‌کند. در بایواستراتیگرافی نوع سنگ مهم نبوده و بر مبنای تجمع و ظهور گونه‌های فسیلی واحدها تشکیل می‌گردند. حد فاصل بایوزونها شامل لایه‌های بین پایین‌ترین و بالاترین لایه‌های ظهور چینه‌شناسی یک یا دو فسیل مشخص می‌گردد.

چنانچه بایوزون دارای یک گونه یا جنس فسیل باشد، تاکسون رینج زون (Taxon Range Zone) نامیده می‌شود، اغلب واحدهای بایواستراتیگرافی شامل بیش از دو گونه و یا جنس سنگواره در یک زمان هستند. به این گونه بایوزونها، زون مجموعه (Assemblage Zones) گویند. این نوع بایوزونها دقت خوبی جهت انطباق دارند.

سایر تقسیمات چینه‌شناسی : از سال 1987 کمیته جهانی چینه شناسی تقسیمات جدید دیگری را که سطح زیرین و فوقانی آنها توسط نوعی دگرشیبی مشخص مي‌گردد، معرفی نمود. این واحدها شامل سنگ‌هایی می‌شوند که سطح زیرین و فوقانی آنها توسط نوعی دگرشیبی مشخص گردد. این واحدها ممکن است شامل سنگ‌ها و فسیل‌هایی از سنین مختلف باشند. به این واحدها سینتم (Syntem) گفته می‌شود.


اخیرا بعضی چینه‌شناسان عقیده دارند که از تغییرات سطح دریاها در مقیاس جهانی می‌توان به عنوان مبنای جدیدی جهت انطباق بین قاره‌ای استفاده کرد. نوع دیگری از واحدهای چینه‌شناسی که بر مبنای وضعیت مغناطیسی موجود نام‌گذاری شده است، واحد مغناطیسی می‌باشد. در این روش تطابق بر اساس دیرینه‌مغناطیس سنگ‌ها انجام می‌گیرد. تقسیمات دیگری بر مبنای فسیل خاکها ، تجمع دگرشیبی‌ها برای سنگ‌های فاقد لایه بندی (مثل سنگ‌های دگرگونی درجه بالا) و سنگ‌های آذرین به نام واحدهای لیتودمیك(
Lithodemic Units) مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تقسیمات چندان معمول نیستند.

 

منبع: دانشنامه رشد

شوخي با زمين

حدود 200 میلیون سال پیش تمام قاره‌های کنونی به هم پیوسته بودند و یک ابر قاره به نام پانگه‌آ را تشکیل می‌دادند. قدمت زمین حدود 4.5 میلیارد سال می‌باشد. اگر یک سال را معادل یک میلیون سده در نظر بگیریم، مي‌توانیم فرض کنیم که زمین ما الان 46 ساله می باشد.

اغلب آنچه که زندگی ما امروزه به آن وابسته است در شش سال اخیر بوجود آمده‌اند. تا سن 42 سالگی هیچگونه حیاتی بر روی زمین وجود نداشت و حتی تا یکسال پیش هنوز گیاهان روی زمین نمی‌زیستند.

در یکسال اخیر زمین شروع به پرورش حیوانات عظیم الجثه و تکه‌ تکه کردن قاره ها نمود و همین شش ماه پیش بود که دایناسورها از بین رفتند - یعنی عمر این حیوانات غول پیکر حدود شش ماه بوده است - و پستانداران نو رسیده جای آنها را روی زمین گرفتند.

و جالبتر از همه اینکه همین اواسط هفته قبل بود که نوعی گوریل بوجود آمد و ساعتی بعد جای خود را به انسانی گوریل وار داد. بله همین چهار ساعت پیش بود که انسان اندیشمند شروع به دنبال کردن حیوانات کرد و کشاورزی و زندگی قبیله ای را حدود نیم ساعت است که شروع کرده است. 15 دقیقه پیش حضرت موسی قوم خود را از میان دریا گذراند و همین یک دقیقه پیش بود که انقلاب صنعتی روی داد.

رسوبات اقيانوسي

حوضه‌های عظیم اقیانوسهای جهان ، مناطق نهایی انباشت رسوبات و مواد حل شده‌ای هستند که از خشکی آورده شده‌اند. حجم‌هاي عظیم سنگ‌های رسوبی که در توده‌های خشکی امروزی دیده می‌شوند. روزگاری رسوبات کف اقیانوسهای دوران‌های گذشته را تشکیل می‌دادند.


اکثر رسوبات عمیق دریا زیانی از گل‌های بسیار دانه ریزی که شلکا (
Ooze) نام دارند، تشکیل یافته‌اند. اینها ، رسوباتی هستند که حداقل 30% از حجمشان متشکل از قطعات سخت بدن جانورانی بسیار کوچک و گاهی اوقات میکروسکوپی است. این قطعات سخت ، از ماده‌ای معدنی تشکیل می‌یابند که بوسیله گیاهان و جانوران کوچک از آب دریا گرفته شده و وارد پیکرشان می گردد. پس از مرگ این اندام‌واره ها ، باقی‌مانده اسکلت آنها به آرامی در آب فرو رفته و در کف دریا نهشته می‌شود. شلکاها از نظر ترکیب شیمیایی ، یا کربناتی هستند و یا سیلیسی.


گلهای آهکی را غالبا گلهای روزنه‌دار نیز می‌نامند، چرا که درصد قابل ملاحظه‌ای از حجم این رسوبات، از باقیمانده جانورانی تک یاخته‌ای به نام روزنه‌داران تشکیل می‌یابد. گلهای سیلیسی ، شامل گلهای شعاعیان و گلهای دیاتومه‌ای می‌شود. گلهای شعاعیان عمدتا از قسمتهای سخت ، پیچیده و ظریف جانوران دریایی کوچکی تشکیل می‌یابد که از شاخه پروتوزوئا (
Protozoa) بوده و شعاعیان (Radiolaria) نام دارند.

 

رسوبات حاشيه‌هاي قاره‌اي

از دیدگاه نظری، هنگامی که ذراتی از مواد جامد به درون توده‌ای از آب حمل شده و در آن نهشته می‌شوند، نهشتگی آنها به صورتی مدرج و بگونه‌ای است که بزرگترین ذرات در نزدیکترین فاصله از ساحل و ریزترین ذرات در دورترین فاصله از آن قرار خواهند داشت. اما در این مورد استثنائات بسیاری وجود دارد. بسیاری از رسوبات سکوهای قاره‌ای ، به این نحوه نهشته شدن ، گرایش ناچیزی از خود نشان می‌دهند. قاعدتا انتظار داریم که رسوبات ماسه‌ای را تنها در نزدیکی ساحل بیابیم، اما در واقع این رسوبات را می‌توان در نقاط مختلفی که در امتداد یک سکوی قاره‌ای تیپیک قرار دارند و درست تا نوک شیب قاره‌ای ، مشاهده کرد.


حضور این رسوبات بویژه در نقاط پست سکوهای قاره‌ای، چشمگیر است. در حقیقت، ماسه مخلوط با شن و قلوه‌سنگ بیشترین بخش از مواد رسوبی واقع بر روی سکوهای قاره‌ای یخساری شده را تشکیل می‌دهد. وجود رسوبات متشکل از گل نیز در سکوهای قاره‌ای رایج است، بویژه در نزدیکی رودخانه‌های بزرگ و در امتداد مسیر جریان‌هایی اقیانوسی که از روی رسوبات نهشته شده توسط رودخانه عبور می‌کنند. گل، همچنین گرایش دارد که در گودال‌های کم عمق و همچنین
شورآژیرها، شاخابه‌ها و خلیج‌ها انباشته شود.

 

سكوها

در محلی که ماسه و گل بر روی سکوها انباشته نشده است، غالبا سطح سکو پوشیده از قطعات سنگ و شن می‌باشد. این حالتی است که معمولا در بخش‌های هموار و آشکار سکو، یعنی محلی که جریان‌های نیرومند اقیانوسی قادرند که مواد ریزتر را جارو کرده و با خود ببرند، همچنین در نزدیکی نقاط صخره‌ای و رخنمون سواحل سنگی دیده می‌شود. در تنگه‌های باریکی که بین جزایر قرار دارند و یا تنگه‌های واقع در مدخل خلیج‌ها، غالبا  انرژی جزر و مد و حرکت امواج به نحوی گرد آمده است که کف تنگه، کاملا پاک شده و سنگ جامد زیرین آن آشکار شده است.


رسوباتی که در سکوها رسوب نکرده و یا اصطلاحا به دام نیفتاده‌اند، حرکت خود را به درون اقیانوس و آن سری حد نهایی سکو ، ادامه می‌دهند. بیشترین بخش این رسوبات، بر روی شیب‌ها و خیزها رسوب داده می‌شوند. در این نقاط، رس، سیلت، ماسه و حتی شنار، انباشته می‌شود. در هر حال، این رسوبات بطور کلی ریزتر از رسوباتی هستند که بر روی سکو نهشته شده‌اند. با این وجود می‌بایستی گفت که اگر مقدار رسوب‌گذاری بر روی شیب‌ها و خیزها بیشتر از رسوب‌گذاری بر روی سکوها نباشد، از آنها کمتر نیست. اگر حاشیه‌های قاره‌ای را به عنوان یک واحد بشمار آوریم، می‌توانیم بگوییم که این واحد افزون بر 90% از رسوبات حمل شده از خشکی را دریافت می‌دارد. باقیمانده رسوبات نیز به مناطق عمیق تر حوضه‌های اقیانوسی حمل می‌شوند.

 

رسوب‌گذاري در كف درياهاي عميق

رسوبات گسترده شده بر روی کف دریاهای عمیق ، معمولا بسیار ریزتر از رسوباتی هستند که بر روی شیبها ، خیزها و سکوها نهشته شده‌اند. هر چند که گاهی حتی در این اعماق از دریاها نیز طبقاتی متشکل از ماسه دیده می‌شوند. این وضعیت ، همان پدیده‌ای است که مورد انتظار بشر می‌باشد. همچنین می‌بایستی انتظار داشته باشیم که آهنگ نهشت در این اعماق ، کندتر از آن چیزی باشد که در حاشیه‌های قاره‌ای دیده می‌شود. واقعیت موجود نیز موید این نظر است چرا که آهنگ نهشت در حاشیه‌های قاره‌ای ، 20 تا 200 برابر آهنگ نهشت در نقاط عمیق دریاست.

 

رسوبات دريامياني

رسوبات نقاط عمیق دریا را که از مواد حمل شده از روی قاره‌ها تشکیل یافته‌اند، رسوبات خاکزاد می‌نامند و آنهایی را که از مواد خود اقیانوس ناشی شده‌اند، رسوبات دریامیانی می‌گویند. در میان رسوبات خاکزاد، می‌توان طبقاتی متشکل از خاکستر آتشفشانی را یافت که پس از حمل شدن از روی خشکی بوسیله باد، به درون اقیانوس سقوط کرده و پس از عبور از هزاران متر آب، در کف اقیانوس نهشته شده‌اند. در مناطق قطبی، بیشترین بخش از رسوبات کف دریا را سلیت و ماسه ناشی از یخ یخساری می‌سازد.

 

رسوبات دريايي يخچالي

در مورد بعضی از رسوبات عمیق دریایی در قطب جنوب و اقیانوس‌های منجمد، عقیده بر این است که بوسیله کوه‌های یخی، از روی خشکی به اقیانوس‌ها آورده شده‌اند. این رسوبات دریایی یخچالی، عمدتا از سیلتی تشکیل یافته‌اند که دارای قطعات درشت است. در نزدیکی توده‌های خشکی، لایه‌های گسترده‌ای از ماسه و سيلت درشت که توربیدیت نام دارند دیده می‌شود که بوسیله جریان‌های توربیدیتی نهشته شده است.

 

 

منبع: دانشنامه رشد

زمین گرمایی

اطلاعات زیادی در مورد حرارتهای موجود زمین وجود دارد. با اندازه گیری حرارت و قابلیت هدایت آن در چاه‌های آزمایشی و معادن و رسوبات کف اقیانوسها ، اطلاعات مهمی در مورد حرارت نزدیک سطح زمین و همچنین جریان حرارتی (یعنی میزان خارج شدن حرارت داخلی از زمین) به دست آمده است. از نظر زمین‌شناسی ، این نکته مهم است که بدانیم این حرارت‌ها تا چه مدتی وجود داشته‌اند. آیا زمین در آغاز بصورت جسم سردی بوده و بعد گرم شده یا اینکه همیشه دارای همین درجه حرارت بوده است؟ این مسئله بسیار جالب است.

زیرا حرکت جابجایی گوشته که باعث گسترش کف دریاها و اشتقاق قاره‌ای می‌شود برای عمل خود نیاز به حرارت دارد و سرعت آن با افزایش درجه حرارت و کاهش غلظت در قسمت داخلی زمین ، افزایش می‌یابد. اگر زمین از ذارت جامد و در درجه‌های حدود 500 درجه یا کمتر تشکیل شده باشد، بنابراین چگونه می‌توان وجود سنگ‌های مذاب در آتشفشانها را توجیه کرد؟ این مسئله یکی از دلایل اولیه برای این فرضیه است که سیارات از خورشید سرچشمه گرفته‌اند.

 

منشاء زمين‌گرمايي

خورشید بسیار گرم بوده بطوری که قبلا تصور می‌شد حرارت فعلی زمین بیشتر از حرارت ابتدایی منظومه شمسی بوده است. در حال حاضر برای ما مشخص شده است که زمین دارای منبع حرارتی می‌باشد که از تجزیه عناصر رادیواکتیو مانند اورانیم و توریم و محصولات جوان آنها بوجود می‌آید و این منابع حرارتی بسیار قابل توجه می‌باشند. مثلا در یک سال یک کیلوگرم اورانیم حدود 3.1x103 ژول حرارت ایجاد می‌کند. به علاوه گمان می‌رود که عناصری مانند پتاسیم و روبیدیم جزو عناصر رادیواکتیو نمی‌باشند بلکه بطور ضعیفی رادیواکتیو هستند.

زیرا آنها دارای مقادیر کمی از ایزوتوپهای
K40 و Rb87 هستند و همچنین بازده انرژی پتاسیم در زمین بسیار کم است. البته فراوانی پتاسیم در زمین بیشتر از اورانیم است، بطوری که پتاسیم تقریبا به عنوان یک منبع مهمی از انرژی رادیواکتیو به حساب می‌آید. با وجودی که ابهاماتی در مورد تمرکز عناصر رادیواکتیو در زمین وجود دارد، بدون تردید این تمرکزها می‌توانند گرمای مورد نیاز را برای حرارت‌های زمین تامین نمایند.

منابع دیگری نیز در مورد ایجاد آزمایش‌های مربوط به گرما و حرارت در زمین وجود دارد. از جمله افزایش نیروی ثقل و جاذبه آن، نمونه‌های واقعی تاریخ گرمای زمین (به عنوان مثال تغییرات در حرارت داخلی از زمانی که زمین تشکیل شد) بوسیله مولفان مختلفی ارائه شده است، که با یکدیگر تفاوت زیادی دارند. اما تمام آنها همیشه یک شروع نسبتا سرد ، یک زمان طولانی آزمایش‌های مربوط به گرما تا حرارت فعلی زمین و سپس حرارت نسبتا یکنواخت را برای زمین فرض کرده‌اند.

تغيير شکل ثقلى بلند مدت سنگ‌ها بخاطر خزش توده سنگ در ساحل راست سد آستانه

     سد خاکى آستانه دامغان که بر روى رودخانه چشمه‌على احداث مى‌گردد در 12 کيلومترى شمال شهرستان دامغان قرار دارد و هدف از آن تامين نيازهاى آب شرب و کشاورزى منطقه مى‌باشد.


از لحاظ چينه‌شناسى تکيه‌گاه چپ بر روى کنگلومراى نئوژن (Ngc) با سيمان رسى و ماسه اى و بين لايه هايى از مارن قرار داشته در حاليکه ساحل راست بر روى آهک‌ها و دولوميت‌هاى ورميکوليت‌دار احتمالاٌ با سن پرموترياس (تشکيلات اليکا) قرار مى‌گيرد.


وقتي‌ که توده سنگ‌هاى موجود در زير سراشيبى و يا يال يک آنتى‌کلينال نامتقارن از نظر ثقلى به مدت طولانى در معرض حالت ناپايدار قرار دارند در آنها به سادگى و بطور پيوسته (با سطوح لغزش و يا بدون وجود آن) جنبش توده اى بوقوع مى پيوندد  . (Masashiro chigira 1992)


 
اين تغيير شکل شرايط نامساعدى را براى پروژه‌هاى زمين‌شناسى‌مهندسى، که در ارتفاعات انجام مى‌گيرد، ببار مى‌آورد. خزش ثقلى توده سنگ (MRC) اصطلاحى است که اولين بار بوسيله Rodbruch- Hall  بکار برده شده.

 

اين پديده در زمين‌شناسى‌مهندسى عملى از اهميت زيادى برخوردار است، چرا که معمولاٌ موجب پيدايش زمين‌لغزه‌هاى بزرگ مى‌شود، و همچنين محدوده‌هاى نفوذپذيرى را بوجود مى‌آورد که براى سازه سد و يا ديگر پروژه‌ها فاجعه‌انگيز خواهند بود.


از لحاظ بررسي‌هاى زمين‌شناسى‌مهندسى، ساختارهاى تغيير شکلى که بوسيله MRC بوجود مىآيند را مى‌بايد از انواع تکتونيکى آن تشخيص داد چرا که اين دو منشا مى‌تواند ما را به نتيجه‌گيري‌هاى متفاوتى در زمينه توده سنگ، نفوذ پذيرى و پايدارى شيبهاى سنگى و يا فونداسيونها سوق‌دهند. مثلاٌ اگر ساختارهاى تغيير‌شکلى موجود بخاطر پديده MRC باشد در آن صورت انتظار مي‌رود که چنين ساختارهايى به بخش کم عمق پوسته محدود باشد و به بخش‌هاى عميق‌تر ادامه پيدا نکند.


ممکن است در روى عامل سطوح لغزش را گسل‌هاى موجود در منطقه دانست، اما در مواردي‌که MRC عمل مى‌کند، سرازيرى سنگى حتى اگر به سمت داخل نيز شيب داشته‌باشند نيز حالت ناپايدار دارند.

 

در حالي‌که همه گسل‌هاى تکتونيکى اين‌طور عمل نمي‌کنند. از اين رو اطلاعات راجع به آن دسته از ساختارهاى تغيير‌شکل توده‌سنگ که بوسيله MRC بوجود مى‌آيند در هنگام انجام پروژه‌هاى زمين‌‌شناسى‌مهندسى واجب است. بويژه در کشور ايران که تغيير شکل هاى تکتونيکى شديد و وسيعى بوقوع پيوسته است.



شناخت MRC در سد آستانه دامغان

در ساحل سمت راست سد آستانه دامغان چين‌هاى MRC با مشخصات زير شناخته مى شوند:


1- سطح محورى چين‌ها دندانه‌دار بوده و به سمت دره (رودخانه) شيب پيدا مى‌کنند بطوري‌که توده سنگ خزش‌کننده در قسمت بالايى آن بهم پيوند مى‌خورند در حالي‌که توده سنگ ساکن در قسمت زيرين آن قرار مى گيرد.


2- توده سنگ خزش‌کننده در قسمت محورى خمش پيدا کرده و همراه با بازشدگي‌هاى بسيار شکسته است.


3- توده سنگ خزش‌کننده به قطعات صفحه‌اى بسيارى (مانند آجرهاى سنگى) جدا شده است که اندازه آنها از کمتر از چند ميليمتر تا ضخامت چند ده سانتي‌متر تغيير مى‌کند و داراى بازشدگي‌هاى زيادى است که قابل مشاهده بوده و عرض آنها نيز به چند سانتي‌متر مى‌رسد. بسيارى از بازشدگي‌هايى که در يال‌هاى چين قرار دارند بوسيله Pull- apart قطعات سنگى موازى با سطح طبقه‌بندى و يا بوسيله چرخش نايکنواخت قطعات سنگى نسبت به يکديگر بوجود آمده اند.


4- علاوه بر MRC بلند مدت، لغزش‌هاى صفحه اى نيز در امتداد سراشيب‌ها بوقوع پيوسته است.


5- جنبشها اساساٌ از نوع flecxural slip بوده که شکستگيهاى وسيعى بويژه در قسمتهاى محورى توسعه پيدا کرده است.


6- توده سنگ‌هاى خزش‌کننده بوسيله شبکه‌اى از شکستگي‌هاى کششى (با توزيع تصادفى) برشى شده اند که در نتيجه به طريق مختلف نسبت به همديگر لغزش و چرخش حاصل کرده اند.


اهميت مهندسى MRC در پروژه آستانه

در خلال بررسي‌هاى زمين‌شناسى‌مهندسى سد آستانه دامغان مشکلات بسيارى در ساحل راست آن پيش آمد که با شناخت مفاهيم اساسى MRC سريعاٌ رفع شدند.


فرايند MRC زمين‌لغزه‌هاى بسيارى را در محل مزبور به‌بار آورده است و اهميت ويژه آن در لغزش‌هاى موجود در منطقه اين است که به شدت رفتار زمين‌لغزه ها را کنترل نموده است. مثلاٌ چين‌هاى نوع III باعث بوجود آمدن واريزه‌هاى بسيار کوچکى شده‌است که به سمت دره ادامه دارد. نوع I چين‌ها نيز بخاطر وجود گسل‌هاى قاعده‌اى و كشش آنها در امتداد سطح محورى چين‌ها لغزش‌هاى آهسته و پيوسته‌اى را بوجود آورده است. اين گسل‌ها (زونهاى لغزش) زون‌هاى برشى را دارا مى‌باشند که رسى بوده و شديداٌ ناتراوا مى‌باشند و همچنين داراى زون‌هاى خرد شده‌اى است که (در زير آن قرار داشته) و شديداٌ نفوذ‌پذير مى‌باشد .


براى ساخت مدل‌هاى ژئو‌تکنيکى رفتار زمين‌لغزه‌ها و آناليز پايدارى شيب‌هاى موجود در منطقه اين نوع اطلاعات بسيار اساسى بودند. اين زون‌هاى برشى و کل ساختارهايى که بوسيله پديده MRC بوجود آمده‌اند، کلاٌ شرايط هيدرولوژيکى و مکانيکى آهک‌ها و دولوميت‌هاى موجود در ساحل راست را تعيين نمودند و اثرات آنها بر روى مشخصات جنبشى سراشيبها نيز به دست آمد.

 

منبع: پايگاه ملي داده‌هاي علوم زمين كشور